تبلیغات
یاددهی و یادگیری - مطالب ابر مطالعات برنامه درسی

آموزش، فرهنگ است. فرهنگ، کیستی است.

نگاهی به سند برنامه درسی ملی

نویسنده :محرم آقازاده
تاریخ:شنبه 4 آذر 1391-02:14 ق.ظ

اشاره

دکتر محمود مهرمحمدی، استاد مطالعات برنامه درسی دانشگاه تربیت مدرس، در وبلاگ صدای سند(سند چشم انداز آموزش و پرورش) مطلبی نگاشته بودند مبنی بر این که در سند مذکور افزون بر همه کاستی های موجود، از جنبه استخدام اصطلاحات هم توجه کافی صورت نگرفته است. همچنین، این کج­یابی به سند زیر نظامِ سند چشم انداز آموزش و پرورش، سند برنامه درسی ملّی، هم کشیده شده است. ضمن آن که موافق کاستی­های عمده در اسناد مورد اشاره هستم و خودم را با منتقدان همنوا می یابم، در این خصوص، همراهی گونه­ای برای دکتر مهرمحمدی نگاشته بودم که به شرح زیر می­آید. همه آن چه نقد بنده است ارتباطی به لزوم اسناد مورد اشاره در پیش ندارد. سخن من در همه جا و به ویژه درباره هر دو سند معلومه از این نکته حساس برمی­آید که"آموزش و پرورش یک نسل، خریر یک کیلو میوه یا سفارش یک کیلو شیرینی نیست که اگر خوب درنیامد و موافق میل نبود بشود جبران مافات کرد. برای پرودن و آماده نمودن نسلی کارآمد باید کارمدترین­ها را برگزید. اگر فرد یا افراد کارآمد نمی یابیم باید تربیت شان کرد تا به نیکی به کارگمارده شده و نیکویی به ارمغان آورند. وقتی به تحولات نظام آموزشی ایالات متحده در پس انقلاب اسپوتنیکی نظر می کنیم در می یابیم که کسانی که برای تغییر نظام آموزشی کوشیده­اند در فقط در زمان خودشان شهرت عالمگیر داشته­اند؛ بلکه در حال حاضر هم نظام­های آموزشی از اندیشه­های آنان بهره­ها می­برند."

یکی از مسائل، مسأله واژه گزینی و کاربرد آن هاست. به نظر من وجود این مشکل طبیعی است. دلیل آن که، گردانندگان اصلی کار سند برنامه درسی ملی، در عمر مبارکشان مگر چند سند در حوزه برنامه درسی طراحی کرده­اند یا که خوانده­اند. دست­کم تا آن جا که من اطلاع دارم گرداننده اصلی کار سند، حتی طرح درس کلاسی هم از خودشان به یادگار نگذاشته­اند. در حالی که بر این باوریم و بر این اندیشه­ام که کسی که کار تدوین سند را به عهده می گیرد باید دست کم 20 سالی سرآمد حوزه برنامه درسی بوده باشد. و سالیان درازی در سطوح مختلف نظام آموزشی دست­اندکار تولید اسناد مختلف بوده باشد. شورت که از سرآمدان برنامه درسی است این قاعده را در تدوین کتاب راهبران برنامه درسی  رعایت کرده است؛ کتابی که فقط برای خوانندگان رشته برنامه درسی است و بس. در اظهار نظری قابل تأملی شنیدم که گرداننده کار تدوین سند، ندای واسندا و هل من ناصر سر داده و فرموده اند که کجایید ای سند نویسان، سندتان را دارند یونسکویی می کنند!!! بنا به باور ایشان، گویی یونسکویی عمل کردن یکی از اعمال شنیع و قبیح است. توجه نفرموده اند که یونسکو، فنی ترین و تخصصی ترین نهادی است که برای شناسندگانش به مثابه معیار است.

به هر روی، یادم هست که روزی دانشجویانم آتش به سر یا حیران از راه رسیدند و پرسیدند تفاوت میان الگو و مدل چیست و  من هم گفتم تا آن جا که می دانم، شما می دانید که تنها فرق این دو کلمه فارسی و انگلیسی یا فرانسوی بودنشان است نه چیز دیگر(این واقعه در دانشگاه تربین معلم و در کلاس کارشناسی ارشد رخ داده است). دانشجویان گفتند پس شما لطف کنید با جناب ... صحبت کنید که برای مدل یک تعریف و برای الگو تعریف دیگری دارد. زمانی هم دیدم در دوره­ای فردی از مدیران ارشد به جای اصطلاح نظریه پردازی تربیتی از اجتهاد  تربیتی استفاده می­کند. به ایشان یادآور شدم که با چنین تعابیری دشواری هایی ایجاد می­کنید که ما باید برای رفع آثار مخرب چنین کاربردهایی باید خون دل بخوریم تا جا بیندازیم فلان شخص به خطا روزگاری چنین اصلاحی را جعل یا باب کرده­اند.

موضوعی دیگر گرفتاری مشابهی است که من هم در کمیته ارزشیابی یادگیری و یاددهی و یادگیری داشتم. حاصل کار این کمیته زیر و رو شد. وقتی این موضوع را با آقای دکتر علیرضا عصاره در میان گذاشتم فرمودندکه آقای ذوعلم گفته­اند شما پروژه را انجام می­دهید ما در کمیته تلفیق همه پروژه ها را تلفیق می کنیم. واکنشی که بنده داشتم این بود که برادر عزیز اگر تلفیق به معنای آن است که شما نتیجه کار را پروژه را حذف و نظر خودتان را اعمال کنید بهتر است روی اسم ما قلم بکشید. نتیجه طبیعی این کار، مترسک انگاری متخصصان و لولوی سرخرمن شدنشان است و بهره گیری نابجا از اسامی و جایگاه علمی ایشان است. آقایان باید پاسخ گو باشند اگر عملکرد پروژه ها زیر سؤال بود چرا پروژه ها تأیید و به آن ها پول پرداخت شد. اگر پروژه ها مورد تأیید بودند چرا در کمیته تلفیق نتیجه کار پروژه ها مورد استفاده قرار نگرفت. برداشت من این است که، به مدت چند ماه گروه کثیری از متخصصان به بازی گرفته شده اند.

نکته جالب توجه دیگر اشکالات عمده موجود در سند برنامه درسی ملی است. یکی از خیل اشکالات بی شمار، همانا دو گانه انگاری یا کج انگاریی نظیر "برنامه درسی و تربیتی" است. همین کج انگاری سبب شده است در  سند دوگانگی وارد شود و بشود همانی که نباید می­شد. در سند برنامه درسی 11 حوزه یادگیری آمده است که هر یازده فقره هریک ساز خود را می زند و به روال گذشته هستند. بخشی دیگر نیز هدف گذاری هایی است که بر پایه عرصه ها و عناصر شکل گرفته است. کسانی که حوزه ها را تعریف کرده فقط به جهت رفع تکلیف هر جا که می شده به عناصر الگوی هدف گذاری اشاره کرده اند. از سویی دیگر، به قاعده  فنی موضوع، از آن جا که، برنامه درسی ایدئولوژیک برنامه درسی­ای بسته­ای[1] است   در آن باید از اصول تحلیل مفهوم، اصل و مهارت و ... بهره جست تا در نهایت حوزه­های یادگیری شکل بگیرد. از این منظر هر آنچه فی­الحال در درون سند برنامه درسی عناصر نامربوط به هم هستند.

از اشکالات دیگر سند برنامه درسی، عدم تبیین اجرای برنامه درسی بر پایه روند تغیییر برنامه درسی. پیش بینی به عمل آمده پیش بینی ای خطی و به غایت تجویزی و عاری از هر گونه احترام به مخاطبان و مجریان و ذی نفعان برنامه درسی است. چنین اشکالی برآمده از حکومتی ترین نوع رفتار است و از نوع غیردموکراتیک آن. برای تغییر رفتاری نظیر، بستن کمربند ایمنی در داخل ماشین برای راننده و سرنشینانش پلیس در سراسر دنیا دست کم 20 سال زمان صرف کرده است- با تمام اختیاری که برای جریمه کردن، توبیخ و تشویق داشته است. چونه می توان انتظار داشت. برنامه درسی­ای را تغییر داد و به گونه­ای نامحترمانه آن را به مخاطبانش از هر نوعی که هستند تجویز کرد. این گونه برنامه درسی به جای اصلاح درد، خود همانا درد جانکاهی است.

موضوع اساسی­تر دیگر، موضوع عنوان ملّی در سند برنامه درسی است. من شخصاً این سند را ملّی نمی­دانم بدان دلیل که سند حاضر مؤلفه های ملی بودن را در خود ندارد. در بهترین وضعیت سند برنامه درسی حاضر را می توان سند برنامه درسی با قرائت خاصی نام نهاد. سند برنامه درسی ملی آن است که مردم خودشان را با هویت­های مختلفی که دارند در آن ببینند و آماج و آمال خود برای اینده جامعه­شان را در آن بجویند. این ویژگی، سندی به نام سند برنامه درسی ملی را در نهایت درجه به سندی نه فقط قشری بلکه به سندی ضد ملّی بدل کرده است. سندی که فرهنگ های یک ملت در آن حضور نداشته باشد چه می­توان خواند؟ سندی که در درونش هیچ اقلیتی را مورد پسند نیافته است، چه سندی می تواند باشد؟ و بسیار سؤالاتی از این دست.

"آری این چنین بود برادر ..."

امید که فضای رسمی ای ایجاد شود تا مَحرمانِ نامحرم شده دست کم بتوانند اثری از کار خود را در سند برنامه درسی ملی انجام داده اند در سند پیدا کنند. افزون بر این، باید فرصتی ایجاد شود تا بیان شود بدون داشتن اطلاع از قابلیت های معلمان، نیازهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، و ... و بدون اطلاع از توان و الگوی رشد اجرای دانش آموزان، و بدون داشتن نُرم هایی برای عملکرد دانش آموزان چگونه بسته های آموزشی  و ... تدوین و بدون اجرای آزمایشی به اجرای سراسری گذاشته شده است. به امید آن روز ...



[1] Closed-end curriculum




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




Admin Logo
themebox Logo