تبلیغات
یاددهی و یادگیری - حقوق کودکان

آموزش، فرهنگ است. فرهنگ، کیستی است.

حقوق کودکان

نویسنده :محرم آقازاده
تاریخ:شنبه 25 آذر 1391-10:48 ب.ظ

کمپین: جانم را نجات بدهsave my life
حقوق کودکان را مرور کنیم:
1- هر کودک حق دارد نام و هویت داشته باشد.
2-هر کودک حق دارد از شرایط مناسب برای رشد و تکامل برخوردار باشد.
3-هر کودک حق دارد در خانه ای امن داشته باشد.
4-هر کودک حق دارد در محیطی پاکیزه و سالم زندگی کند.
5 هر کودک حق دارد از عدالت اجتماعی برخوردار باشد.

به کودکان ایران بیندیشید و حقوق بیان شده را با وضعیت آنان مقایسه کنید. نتیجه را  هر طور که صلاح می دانید منتشر کنید.


نوع مطلب : آزادی فکر 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
صبوری
یکشنبه 6 اسفند 1391 10:45 ق.ظ
بی گناهی پایه چوبه دار می خندید!
نمی دانست زمان ضرب المثل ها به پایان رسیده است!!

(میدونم ربطی به این مطلبتون نداشت. همینطوری نوشتم)
افسانه رحیمی(مشاور ششمی ها)
جمعه 27 بهمن 1391 09:41 ق.ظ
سلام و درود فراوان خدمت استاد ارجمند
از مشغله های شما و برنامه های فراوان شما آگاهم اما نیاز به آموزش مجازی برای بازدیدکنندگان وبلاگ شما که قطعا با هدف دریافت مطلب از استاد هم به این وبلاگ مراجعه می کنند غیر قابل انکار است . امیدوارم محروم نفرمایید . اما مورد دوم ، بحثی را تحت عنوان چگونه اداره کردن کلاس تفکر پژوهش در وبلاگم مطرح کرده ام و دوستان هم واقعا نظرات مفیدی فرستاده اند.از جنابعالی هم دعوت می کنم سری بزنید و من وبقیه دوستان را از پیشنهادات تان بی نصیب نگذارید . راه ششم چندان هموار نیست و نشانه هم معدود .راه بلد نیاز است .بلد راه شوید . در پناه یگانه عالم
حمید خرمی راد
چهارشنبه 25 بهمن 1391 11:04 ب.ظ
استاد گرانقدر با سلام
خوشحالم بعد از سالها مجدد از این طریق توانستم با شما ارتباط برقرار کنم. اولین بار سالها پیش در کارگاه آموزشی فرخشهر شهر کردافتخار شاگردی شما را داشتم بعد از آن از طریق کتابهایتان با نظرات صائب و ارزشمندتان مانوس بوده ام.اگر یادتان باشد عنوان دوره روشهای تدریس فعال بود در آن کارگاه من اولین بار با واژه هایی همچون بارش مغزی و بدیعه پردازی و...از زبان شما آشنا شدم.در سالهای گذشته رفرنس من در کلاسهای ضمن خدمت برای همکارانم کتابها و نظرات شما بوده است.این جمله باید یادتان باشد<اگر من استاد بودم دیگر نبودم.>اگر گذرتان به استان کرمانشاه و شهر سرپل ذهاب افتاد خبر کنید که بر قدومتان گل بریزم.به امید دیدار
افشار شربیانی
پنجشنبه 5 بهمن 1391 08:45 ق.ظ
دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟
و ای کاش که این جمعه بیایی!
دل من تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟
تو کجایی؟ تو کجایی...
و تو انگار به قلبم بنویسی:
که چرا هیچ نگویند
مگر این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟
و عجیب است
که پس از قرن و هزاره
هنوزم که هنوز است
دو چشمش به راه است
و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش ، زیاد است
که گویند
به اندازه یک « بدر » علمدار ندارد!
و گویند چرا این همه مشتاق ، ولی او سپهش یار ندارد!
بهمن قره داغی
چهارشنبه 4 بهمن 1391 09:58 ق.ظ
سلام
از عبور از وبلاگتان دستم خالی نماند كه هیچ كلی كیف بردم و اموختم
دست مریزاد
زهراخماریان
یکشنبه 24 دی 1391 10:31 ب.ظ
سلام استاد گرانقدر با کتابهای شما سعس کرده ایم تدریس بهتری داشته باشیم باید به کودکانمان وسرنوشت وآینده پیش رویشان بیشتر بیندیشیم حقیقت آنچه در مدارس در جریان است بسیار نگران کننده است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo