تبلیغات
یاددهی و یادگیری - آموزش چند فر هنگی

آموزش، فرهنگ است. فرهنگ، کیستی است.

آموزش چند فر هنگی

نویسنده :محرم آقازاده
تاریخ:یکشنبه 12 آذر 1391-02:51 ق.ظ


1-   اهداف و گستره ی آموزش چند فرهنگی

 آموزش چند فرهنگی،  جنبشی اصلاحی آموزشی است كه هدف اصلی آن ایجاد دگرگونی در مدارس، كالج ها و دانشگاه ها است به گونه ای كه همه ی دانش آموزان با هر نژاد ، قومیت، فرهنگ، زبان، طبقه ی اجتماعی و دین، بتوانند فرصت های آموزشی برابری را تجربه نمایند. اصل مسلم و عمده در آموزش چند فرهنگی این است كه دانش آموزانی كه خصوصیات زبانی آن ها با جریان اصلی موجود در مؤسسات آموزشی هماهنگی دارد، احتمالاً موفقیت های تحصیلی بیشتری را تجربه خواهند كرد. در مقابل ، دانش آموزانی كه ویژگی های زبانی و فرهنگی آن ها با مؤسسات موجود در تعارض است امكان موفقیت كمتری دارند.

هدف مهم دیگری كه آموزش چند فرهنگی دنبال می كند، كمك به همه ی دانش آموزانی است كه به گروه های اجتماعی و فرهنگی گوناگون تعلق دارند یا حتی اكثریت جامعه  را تشكیل می دهند ، به طوری كه بتوانند نگرش های قومی ، نژادی را به صورت دموكراتیك رشد دهند. در این صورت آن ها قادر می شوند ، به طور مؤثر در جوامع دموكراتیك و درمیان فرهنگ های گوناگون به فعالیت بپردازند.  بیشتر جوامع و كشورهای جهان دارای زبان، قومیت و فرهنگ های مختلفی هستند. یكی از چالش هایی كه در برابر دولت های  ملی،  دموكراتیك و كثرت گرا وجود دارد، به وجود آوردن فرصت های كافی برای گروه های مختلف قومی و فرهنگی  است به طور یكه  توانایی حفظ مولفه های جامعه  محلی خود را داشته باشند. در عین حال دولت ملی باید به صورتی سازماند هی شود كه گروه های مختلف در ساختار آن حضور داشته باشند و نسبت به آن احساس وفاداری كنند. این چالش در دولت های ملی و دموكراتیكی چون ، امریكا، كانادا، استرالیا و انگلستان در حال تشدید شدن است زیرا گوناگونی آن ها روبه افزایش می باشد كه علت آن در گیر شدن گروه های قومی و فرهنگی در جنبش های تجدیدی حیات گرایانه ی قومی و فرهنگی است . هدف مهم آموزش چند فرهنگی، كمك به شهروندان آینده به منظور رشد دانش، نگرش ها و مهارت های مورد نیاز جامعه است به طوری كه قادر باشند در جوامع محلی ، فرهنگی و قومی خود همانند كل كشور ، عملكرد موثری داشته باشند. كیملیكا ( 1995) به توصیف فرصت هایی می پردازد كه طی آن شهروندان می توانند در جوامع محلی و فرهنگی خود و نیز در فرهنگ   ] غالب[   اجتماعی ملی به عنوان  ًشهروند چند فرهنگی ً به فعالیت بپردازند. نظریه پردازان و پژوهشگران چند فرهنگی در باره ی اهداف اصلی به وحدت نظر رسیده اند ، اما در نظریه و عمل، در باره ی این كه كدام یك از گروه های فرهنگی ، اجتماعی و قومی باید در اصلاحات آموزشی مربوط به گوناگونی ،  لحاظ شوند ، دچار اختلاف هستند. گروه هایی كه هدف آموزش چند فرهنگی قرار می گیرند از كشوری به كشور دیگر با هم فرق می كنند حتی  این تفاوت در میان نواحی مختلف داخل كشور ها هم وجود دارد. هنگامی كه آموزش  چند  فرهنگی  در دهه های 1980  و 1970  در امریكا  و  انگلستان و كانادا به وجود آمد بیشترین تمركز بر گروه های اقلیت زبانی و قومی، مهاجران، و گروه هایی بود كه قربانی تبعیض های رسمی و نژاد پرستی بودند. با رشد زمینه ی آموزش بین فرهنگی كه به خصوص در امریكا نمود بیشتری داشت، توجه ها به سوی موضوعات مرتبط با جنسیت وطبقه  ی اجتماعی جلب شده با این حال در اكثر پروژه ها ، برنامه ها و دوره های آموزش چند فرهنگی، استقبال زیادی از آن ها صورت نگرفت. در بیشتر كشورها مانند آمریكا، كانادا، آلمان، استرالیا و انگلستان، بیشترین توجه ها بر گروه های زبانی، قومی و نژادی  معطوف است ( بنكس و بنكس 1995) .

در برخی جوامع نیز به جنسیت  ، طبقه و آموزش تخصصی توجه ویژه  و فزاینده ای می شود.

2-    رشد تاریخی آموزش چند فرهنگی

آموزش چند فرهنگی در پاسخ به جنبش های تجدید حیات  قومی و مهاجرت هایی به وجود آمد كه عمدتاً در دهه ی 60 و 70  در كشورهای دموكراتیك غربی مانند آمریكا ، كانادا، انگلستان ، فرانسه، آلمان و  استرالیا رخ دادند. هنگامی كه این جنبش ها ظهور كردند، گوناگونی  قومی، فرهنگی، زبانی و نژادی یكی از ویژ گی های اصلی كشورهای غربی محسوب می شد. این گوناگونی ، دلایل تاریخی متعددی داشت. كشورها اروپای غربی از مدت ها پیش اقلیت های زبانی و فرهنگی  گوناگونی  در خود جای داده بودند. مانند : باسك ها در فرانسه و اسپانیا، آلمانی ها در دانمارك ، و صرب ها و دانماركی ها در آلمان.

كشورهای جدید تری چون امریكا ، كانادا و استرالیا نیز گروه های مذهبی، فرهنگی،  قومی و نژادی مختلفی را از نقاط مختلف اروپا در خود جای داده اند. این كشورها از جهتی دیگر نیز دارای گوناگونی فرهنگی و وقومی هستند ف در این كشورها افرادی بومی وجود داشته اند كه اروپایی ها جانشین  آن ها شده اند، برای نمونه می توان از سرخپوستان امریكا و كانادا ف آبوریگین ها  در استرالیا ، موئوری ها در نیوزیلند و سیاه پوستانی كه از افریقا آمده اند نام برد. تعداد بسیار زیادی از مهاجران و آوارگان سراسر جهان در این كشورها سكنی گزیده اند تا از فرصت های اقتصادی ، هم چنین آزادی های مذهبی و سیاسی بهره مند شوند. بعد از جنگ جهانی دوم ، گوناگونی فرهنگی و قومی در برخی از كشورهای اروپایی مانند هلند، فرانسه و انگلستان افزایش پیداكرد، زیرا بسیاری از افرادی كه در مستعمره های چنین كشورهایی زندگی می كردند ، برای بهبود اوضاع اقتصادی خود به این كشورهای اروپایی مهاجرت  كردند.

تعداد قابل توجهی از مهاجران هندی ، پاكستانی و هند غربی در انگلستان ساكن شده اند. بسیاری از مهاجران الجزایری،  كامبوجی ، لائوسی و ویتنامی در فرانسه اقامت كرده اند. مهاجران مراكشی و سورینامی نیز در هلند سكنی گزیده اند، بعد از جنگ جهانی دوم بسیاری از كارگرانی كه در كشورهای مدیترانه ای اروپا زندگی می كردند ، به دنبال فرصت های اقتصادی بهتر به كشورهایی چون فرانسه، انگلستان، آلمان و سوئیس مهاجرات كردند. این افراد نیروی كار غیر ماهر را كه در این كشورها كمیاب بود تامین كردند و به كارهای سخت مشغول شدند.

3-    ظهور جنبش های تجدید حیات قومی

 ایدئولوژی دموكراتیك موجود در اكثر كشورهای مردم سالار غربی و شكاف عمیق میان این نظرات و واقعیت های جامعه،  عوامل عمده ای بودند كه به ظهور جنبش های تجدید حیات قومی در كشورهایی چون امریكا ، كانادا و انگلستان منجر شدند . این كشورها در یك ایده ی دموكراتیك وحدت نظر دارند. اصل بر این است كه دولت باید از حقوق بشر حمایت كند ، برابری را بهبود بخشد و مشاركت ساختاری گروه های گوناگون را در متن جامعه تسهیل نماید. ویژگی  دیگر این جوامع نابرابری وسیع براساس نظام طبقاتی ، قومی و نژادی را است. تفاوت میان ایده های دموكراتیك و حقایق جامعه و هم چنین افزایش  انتظارات گروه های  حذف شده ی قومی، نژادی و طبقات اجتماعی، باعث بروز اعتراضات و جنبش های  تجدید نظر طلبانه در كشورهای دموكراتیك غربی در دهه های 60 و 70  شد.

یكی از مهم ترین جنبش های تجدید حیات قومی این دوره ، در امریكا رخ داد و جنبش حقوق مدنی نام گرفت.  این جنبش سروصدای زیادی در سراسر جهان  بر پاكرد  . جنبش تجدید حیات قومی در كانادا ، استرالیا  و انگلستان نیز ظاهر شد. هدف اصلی جنبش حقوق مدنی در امریكا ، بهبود دسترسی تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان افریقایی امریكایی به مدارس، كالج ها و دانشگاه های  امریكا بود. رهبران جنبش حقوق مدنی ، خواستار معلمان افریقایی امریكایی بیشتر، تغییر در كتب و برنامه ی درسی بودند. به گونه­ای كه محتوای بیشتری به فرهنگ و تاریخ افریقایی ، امریكایی اختصاص یابد. آن ها هم چنین خواستار افزایش تعداد اساتید و مدرسان افریقایی امریكایی در كالج ها بودند.

موفقیت جنبش حقوق مدنی كه از سوی افریقایی امریكایی ها آغاز شده بود سایر اقلیت های قومی در امریكا و حتی سراسر جهان را به جنبش های اعتراضی و خواسته های مشابه ترغیب كرد. پس از مدتی مدارس ، كالج ها و دانشگاه ها در سطوح مختلفی از موفقیت و كارآمدی به این خواسته ها و اكنش  نشان دادند، و تغییراتی را در جهت تامین نظر مكزیكی امریكایی ها، آسیایی آمریكایی­ها و سرخپوستان امریكا و  سایر  اقلیت های قومی در امریكا انجام دادند. گروه های غیربومی در  استرالیا نیز به منظور دستیابی به حقوق برابر در اعتراضات اجتماعی شركت كردند. سیاه پوستان انگلستان نیز برای جلب توجه به مشكلات دانش آموزان هند غربی در مدارس  انگلیسی ، راهبرد مشابهی اتخاذ كردند. علت اصلی این فعالیت ها در انگلستان ، گزارشی بود كه در آن به  ً ضعف  آموزشی  ً  ( كرد 1971 )  دانش آموزان سیاه پوست  درمدارس اشاره بود. البته دامنه ی این فعالیت ها از مدارس به كالج ها و امور آموزشی محلی (LEA)  نیز كشیده شد. 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Tammi
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:15 ق.ظ
If you desire to grow your knowledge only keep visiting
this web page and be updated with the latest gossip posted here.
اسماعیل
پنجشنبه 24 اسفند 1391 10:06 ق.ظ
با سلام از دیدن وبلاگتان خوشحال شدم وبا تمام نوشته هایت همدل وهمراهم بخصوص قسمت آزادی فکر حضرتعالی را لینک کردم وآرزوی موفقیت دارم به این امیدکه تدبیر کنندکان با تدبیر برای کودکان بیندیشند وبرنامه ریزی کنند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo