تبلیغات
یاددهی و یادگیری - فرهنگ و تربیت

آموزش، فرهنگ است. فرهنگ، کیستی است.

فرهنگ و تربیت

نویسنده :محرم آقازاده
تاریخ:یکشنبه 10 آبان 1394-02:47 ب.ظ

یکی از ویژگی­هایی که برای موجود انسانی در نظر گرفته می­شود، اجتماعی بودن آن است. و از سویی دیگر وقتی به تعریف انسان پرداخته می­شود، آن را موجودی اجتماعی-فرهنگی تعریف می­کنند. در عین حال، این موجود اجتماعی-فرهنگی بدون تربیت به طور خودکار و خودآموخته توان اجتماعی و فرهنگی شدن را ندارد. شکوهی(1363) بر این باور است که، "نوزاد آدمی هر چند آدمیزاده است، آدم نیست. بشر تنها با تعلیم تربیت آدم تواند شد"(ص. 27). این ایده شکوهی برتابنده نکته­ای که در پیش بیان شد. یعنی، اگرچه انسان به طور سرشتی دارای بنیهی اجتماعی-فرهنگی دارد ولی به فعلی در آمدن آن نیاز به تعلیم و تربیت دارد. انسان­ها برای ایفای نقش اجتماعی خود نیاز به اجتماعی شدن دارند و فرهنگی شدن آن­ها منوط به فرهنگ­پذیری یا تربیت فرهنگی است.  امیل دورکیم(1858-1917)، جامعه شناس فرانسوی بر آن است که، موجود انسانی نیازمند تربیت است و در تربیت آن نباید وجه اجتماعی انسان را از نظر دور داست. به طوری که می­گوید:" انسانی که تربیت در صدد است در ما محقق سازد آدمی نیست که طبیعت عرصه کرده است؛ بلکه انسان به صورتی است که جامعه می­پسندد".

اجتماعی شدن و فرهنگ پذیری انسان­ها به قدری حایز اهمیت است که هیچ نظام تربیتی از پوشش دادن آن غفلت نورزیده است. از این رو، نظام تربیت ایران نیز بدان توجه دارد و توجه آن به این بعد از تربیت با الهام از مبانی اسلامی بسی از سایر نظام های تربیتی پر رنگ­تر است. به طوری که شکوهی(1363) در کتاب تعلیم و تربیت و مراحل آن آورده است و آن را در هدفگذاری نظام تحول بنیادی نظام آموزشی هم می­توان دید، هدف غایی تعلیم و تربیت:"تربیت مردمی مؤمن، متقی، و مسئول؛ در رابطه با خالق، مفید و متعهد در رابطه با جامعه و متفکر و خلاق و مولّد در رابطه با عالم طبیعت است"(ص. 40) است.

معنایی که از ادبیات پژوهشی و دیدگاه­ های نظری بر می­آید مؤید آن است که پدیدآوری بنیه اجتماعی-فرهنگی جزو ذات آموزش و پرورش است یا این مأموریتی است که آموزش و پرورش باید به دنبال آن باشد. به طوری که وایتهد[1](1929) بیان می­کند، هدف از آموزش و پرورش:"پرورش انسانی است که دارنده فرهنگ و دانش تخصصی در مسیری معین است"(ص. 1). او انسان فرهنگی را به انسانی که فقط در بردارنده دانش است ترجیح می ­دهد. در این میان برونر[2](1996) پا را فراتر نهاده و آموزش پرورش را بخشی از فرهنگ اعلام می­کند.  

هال[3](1959،1970) نیز نظر قابل توجهی درباره فرهنگ دارد؛ او می­گوید:" [فرهنگ] در واقع زندانی است؛ مگر آن که شخص بداند کلید باز کردن قفلِ این زندان کجاست. و این واقعیتی است که فرهنگ به شیوه­ های نامعلومی موجودات انسانی را به هم پیوند می­زند...[انسان­ها]  فرهنگ را پدید نمی­آورند تا با آن خودشان را خفه کنند؛ بلکه می­خواهند از آن محملی بسازند برای حرکت، زندگی، آسودن، و رشد ... . نگاه اجتماعی کردن یادگیرندگان رویکردی است به آماده­سازی یادگیرندگان برای زندگی اثرگذار در جامعه.

انسان­شناسان، فرهنگ را به مثابه" کل پیچیده ای تعریف می­کنند که دربرگیرنده دانش، باور، هنر، اخلاقیات، قانون، سنت، و هر قابلیت و عادت دیگری است که انسان به  عنوانِ عضوی از جامعه کسب می­کند"(تایلر[4] در هرسکویتز[5]، 1967، ص. 3). در درون این کل پیچیده است که، مردم درک می­کنند، می­آموزند، مقوله ­بندی می­کنند، جایزه می­گیرند، زبان را به کار می گیرند، درباره واقعیت می­اندیشند، احساسات و هیجان نشان می­دهند، زمان و مکان را به کار می­برند، کار می­کنند، بازی می­کنند، با یک دیگر در می­افتند(گریتز[6]، 1983؛ هال[7]، 1959، 1981؛ هال، 1977).

فرهنگ در ذات خود به معنای ساخت معنا یا معناسازی است. فرهنگ از نظامی ریشه می­گیرد که مردم بر آن پایه ادراکاتشان از محیط و زندگی­شان را شکل می­دهند. فرهنگ معنایی است که، مردم می­سازند و آنچه را که مردم می­سازند به مثابه اعضایی از جامعه پدید می­آورند... مخلوقات ذی شعور آن هایی هستند که"معنا می­سازند". این انسان یا مخلوق ذی شعور معنا را بر اساس تجربه، تفسیر، اندیشه، و تصویر ذهنی­ش می سازد، و بدون آن توان زیستن در این جهان را ندارد. اهمیت این معناسازی در حیات انسان در حوزه مفهومی انباشته شده ای خود را نشان می دهد؛ یعنی در ایده ها، معنا، اطلاعات، خرد، فهم، هوش، حساسیت، یادگیری، خیال، نظر، دانش، باور، افسانه، سنت و ...(هانرز[8]، 1992، ص. 3).

با نظر به اندیشه­ هایی که در خصوص فرهنگ بیان شد می­توان نتیجه گرفت که فرهنگ پذیری خود گونه­ای آموزش است؛ آموزشی درباره چگونه زیستن بر پایه چگونه اندیشیدن، باور داشتن، ارزش نهادن و ارجمند دانسته شدن. بدین ترتیبف می توان گفت آموزش و پرورش با دانش و مهارت و بینشی که ایجاد می­کند ملات فرهنگ­پذیری را فراهم می­آورد و از دیگر سو، انسان­ها با فرهنگی شدن اسباب آموزش را فراهم می­سازند. زیرا که انسان فرهیخته و فرهنگ دیده نمی­تواند از اثر سازنده تعلیم و تربیت بر خود و جامعه و مجموعه حیات در کیهان چشم ببندد.

دوره آموزش پیش دبستانی و دبستانی از دوره­ های حیاتی برای کسب بنیه اجتماعی و فرهنگی هستند. در این دوران­ها که عمده­ترین بهش از شخصیت فرد شکل می­گیرد چگونگی اجتماعی و فرهنگی شدن اثر شگرفی بر بنیه اجتماعی-فرهنگی او به جا می­گذارد. عدم توجه به نیروهای اثرگذار کسب بنیه فرهنگی اجتماعی از سوی دانش ­آموزان در دوره ابتدایی می­تواند پیامد­های جبران ناپذیری را به جا بگذارد.

نیروهایی زیادی بر کسب بنیه اجتماعی- فرهنگی دانش ­آموزان اثرگذارند. بهش عمده ای از آنان عبارت­اند از: خانواده، مدرسه، همسالان، رسانه­ های جمعی، باورهای عمومی، فعالیت های دینی و معنوی، نهاد های عامه المنفعه، نهاد دینی نظیر مساجد، تکایا و نظایر این­ها. به طوری که چارلز هورتن کولی[9]  عنوان می­کند، تکامل "خود[10]" یا بنیه آدمی محصول آمیزه­ای از اثرگذاری این نیروهای اجتماعی است.

در ادامه به نقش و کارکرد چهار نهاد عمده(خانواده، مدرسه،رسانه­های جمعی و دین) شکل­دهنده بنیه اجتماعی-فرهنگی دانش­آموزان در دوره آموزش ابتدایی یا دبستانی پرداخته شده است.

خانواده. به مثابه حیاتی­ ترین عامل و نخستین "مربی" کودک، نقش سازنده­ای را در انتقال ارزش­های بنیادی که یادگیری را ترغیب و سامان می­دهد نقش بی­بدیلی را ایفا می­کند. پژوهش­ها مبین آن است که، والدینی که هر دو دارای تحصیلات دانشگاهی هستند فرزندان آنان با احتمال بسیار بالایی دارای موفقیت تحصیلی و توفیق شغلی و حرفه­ای خواند بود. خلاف این امر هم درست است. خانوادهایی که از تحصیلات پایین تر یا فاقد تحصیلات پایه هستند در رساندن فرزندانشان به موفقیت­های تحصیلی، شغلی و حرفه­ای دچار مشکلات فراوانی می­شوند. پژوهش­های موجود در این زمینه مبین آن است که، نرخ خروج از تحصیل فرزندان خانواده­هایی که بی­سواد بوده و تحصیلات مادران در آن­ها در حد معقولی نیست بسیار بالاست(مارشال[11]، 2003؛ بیرد[12]، 2005؛ کاراندی[13] و کولکارنی[14]، 2005؛ کیمبرلی[15]، 2007). به طوری که چونگ[16](2000) از ماکارانکو[17] نقل می­کند هر آنچه والدین برای فرزندانشان پیش از پنج سالگی انجام می­دهند نتیجه آن 90 درصد تربیت است. به بیان چونگ(2000) آموخته­ های انسانازر گهواره تا پایان زندگی­ با اوست. سبران[18]، جامعه شناس فرانسوی تفسیر حیرت انگیزی از نقش خانواده در کسب بنیه اجتماعی دارد. او می گوید:"جامعه چونان کشتی است، افراد باید سوار این کشتی شوند تا بنیه اجتماعی بیابند. آن که سوار کشتی نمی­شود در کنار ساحل تنها می­ماند"(وان[19]، 1996).  خلاصه آن که، برابر برداشت لیچ[20](1990) از خانواده است که کودکان گام­ها ریشه­ای مسئولیت پذیری اجتماعی و فردی، نگرش به زندگی و گزینش نوع خاصی از تفریحات را می­آموزند. 

به طوری که از نتیجه این پژوهش بر می­آید باید ضمن تأکید بر نقش بی مثال خانواده در سازندگی بنیه کودک باید راه کارهایی را برای کمک به خانواده­ها برای ایفای نقش پدر و مادری سازنده جستجود کرد.

مدرسه. مدرسه نیز در کنار خانواده از عامل عمده­ای در بنیه بهشی به دانش­آموزان است. مدرسه نهاد اصلی انتقال دانش و اطلاعات به دانش­آموزان و فراهم کننده شرایط تولید دانش و معنایابی است. از سویی دیگر، جامعه­شناسان بر آنند که، تمام مفروضاتی که برای اثر خانواده بر کودک وجود دارد برای مدرسه هم پذیرفته شده است. مدارس، وظایفی چون آموزش مؤکد اخلاق و ارزش­ها، فهم دین و شریعت را هم بر عهده دارند. وظایفی از این دست است که وظایف مدرسه و خانواده را در هم می­ آمیزد و ضرورت همکاری بین خانه و مدرسه را گریز ناپذیر می­سازد. به هر روی، مدارس هستند که به دانش­اموزان یاری می­کنند به ذهن­هایشان توسعه ببهشند، تخیلشان را به پرواز درآورند و تقاضاهایشان محقق سازند. مدارس، تجارب مورد نیاز دانش­آموزان برای بنیه­ یابی را فراهم می­کنند. بدون این تجارب آنان به اجبار پای در تاریکی می­ نهند(گیرور[22]، 2010).

مدارس برای ایفای نقش پرورش بنیه اجتماعی-فرهنگی خود نیاز به پذیرش کارکردهایی هستند. کارکردهایی که مدارس در این خصوص باید به عهده بگیرند عبارت­اند از:

ü     حفظ و ارتقای سطح فرهنگ. مدارس باید ضمن انتقال دانش، اطلاعات، ایجاد مهارت و بینش در دانش­آموزان باید به حفظ فرهنگ حایز ارزش ماندگاری،  سنت، ارزش­های اجتماعی، ارزش­های فرهنگی و ارزش­های دینی همت گمارد و برای انتقال آگاهانه و نقادانه ارزش­ها بها دهد.

ü    پرورش همه ساحتی دانش­ آموز. پرورش همه ساحتی یادگیرندگان نیازمند وجود برنامه منحصر به فرد مدرسه است. هر مدرسه بنا بر زمینه­ ای که در آن قرار گرفته و با توجه به نیاز­های تعالی­بهشی یادگیرنده برنامه بنیه بخشی درهم تنیده ای را تدارک ببیند. دانش ­آموزان در درون انواعی از فعالیت­هایی که وجوه اجتماعی و فرهنگی آن روشن است و ارتباط معینی بین فعالیت­های اجتماعی و فرهنگی با سایر موضوعات می­بند پرورش یابند.

ü     پرورش ارزش­های والای حیات. مدارس باید به آموزش و پرورش ارزش­هایی، نظیر: حقیقت­گویی و حقیقت­جویی، همدلی، دین­ورزی، محبت، عشق، همیاری و همکاری همت گمارند. پرورش ارزش­های اجتماعی و فرهنگی­ای از این دست یادگیرندگان درست کردداری اجتماعی را از خود به نمایش می­گذارند.

ü     پرورش مسئولیت اجتماعی. مدرسه مینیاتوری از جامعه است. زیرا در این جامعه کوچک دانش­آموزان همان کاری را که در جامعه بزرگ می­توانند و باید انجام دهند در مقیاس کوچک­تری به انجام می­رسانند. آنان با همسالان خود مقابله می­کنند، مشارکت می­کنند، دلسوزی و همدلی می­کنند، ارزش­های شخصی و خانوادگیشان را سهیم می­شوند، آمال و آرزوی­هایشان را به تصویر می­کشند. افزون بر این، هریک از آنان که وارث ارزش­ها، باورداشت­ها، آداب و رسوم گوناگون هستند شیوه با هم و بهتر با هم زیستن را تجربه می­کنند. از این راه است که بنیه اجتماعی-فرهنگی تبلور یافته آنان را نسبت به یک­دیگر و آنچه دارند متعهد­تر ­سازد.

ü     ارایه برنامه درسی­ معتبر[23]. برنامه درسی معتبر، برنامه درسی­ای است که توان پرورش بنیه اجتماعی-فرهنگی را داشته باشد. می­توان گفت برنامه درسی معتبر به گونه­ای سامان یافته است که بنیه اجتماعی-فرهنگی را آمیخته با دانش و اطلاعات به دانش­آموزان عرضه می­کند. خلاصه آن که، برنامه­درسی در مدرسه می­تواند معتبر انگاشته شود که، هم مشتمل بر دانش فرهنگی-اجتماعی باشد و هم دانش درباره فرهنگ و زیست اجتماعی(هالینز[24]، 2008، ص. 105)..

 رسانه­ های جمعی. رسانه­های جمعی اثر شگرفی بر دانش ­آموزان دبستانی دارند. ظهور تلویزیون و در حال حاضر اینترنت به مثابه شریک و همره آن از محرک­ها و برانگیزنده ای عمده­ ی بصری به شمار می­آیند. رسانه­ های جمعی و پرنفوذی نظیر تلویزیون و اینترنت فرصت را از کف رسانه ­های طبعی گرفته­ اند. استفاده حساب شده از این رسانه­ ها نقش بی بدیلی می­تواند در پدیدآوری، تحکیم و تقویت بنیه اجتماعی-فرهنگی داشته باشند. لغزش در کاربست آن­ها آثاری ویرانگر می­تواند داشته باشد. به تعبیری بهره ­گیری صحیح و ناصحیح از تلویزیون و اینترنت می­تواند آن­ها را به دانشگاه و ویرانگاه تبدیل کند.

تلویزیون و اینترنت و به دیگر سخن فرایند انتشار الکترونیکی مظاهر فرهنگی سبب شده است دانش­آموز امروز به جای آن که به طور ناپیوسته و کند به اطلاعات دسترسی بیابد، بر عکس، به گونه ­ای فراگیر دانش بومی(گیرتز[25]، 1983) و محلی اقصا نقاط دنیا را به دست آورد. دانشی که دانش ­آموزان ناپخته را در سپهری از داده­ها قرار می­دهد که برای تمیز و تفکیک سره و ناسره آن­ها امکان ناپذیر می­نماید.  بنا به باور دیوید اولسون[26](1974) ظهور وسایل ارتباط جمعی، نیروی فرهنگی جدیدی را به وجود آورده است که، کارکردهای آموزشی آن با کارکردهای آموزشی مدرسه رقابت می­کند.  روندی که در حال حاضر وجود دارد مبین آن است که، امروز کودکان بیش از خواب و انجام دادن فعالیت­های یادگیری زمان خود را در اختیار تلویزیون و اینترنت قرار می­دهند.

به هر روی، آن چه روشن است این که، رسانه­ های جمعی در مطلوب ترین حالت می­توانند حالت چونان ابزارهایی برای بنیه بخشی انگاشته شوند. دلیل چنین گرایش آن است که رسانه ­های جمعی توان و ظرفیت لازم را برای کمک به خود­روشنگری در مخاطبان دارند. به ویژه آن که، کودکان در جستجو هستند تا خود را از ابعاد مختلف نگریسته و مورد تفسیر قرار دهند(گیدنز[27]، 1989).

دین. دین به مثابه کی از نهادهای بنیادین در جامعه همیشه نقش تعیین کننده در زندگی نوع بشر داشته است. انسان­ها در هیچ دوره از زندگی خود را فارغ از گرایش دینی نیافته ­اند خواه در قالب یک دین آسمانی یا در چاچوب مسلک­ های انسان ساخته. دین در کنار کارکردهای معنویی که دارد و عموماً درونی به حساب می­آیند، دارای کارکردهای بیرونی و قابل لمسی نیز هست.  دین با راه­کارهایی که ارایه می­دهند می تواند سبب شود انسان­ها به ویژه نسل نوآموز جامعه قادر گردند تجارب خود را در نگاه به زندگی و خود، صورت بندی، ابراز و ارتقا دهد. دین در صورت راستین خود فرصتی برای افراد ایجاد می کند تا راه کمل خود را بیابند. باور به نامیرایی و تحول از صورتی به صورتی دیگر به مثابه یک باور دینی انسان­ها در کسب رضایت از عملکرد و در رسیدن به آرامش یاری می­کند.

تعدادی از پیامد­های اثربخشی دین در بنیه یابی اجتماعی و فرهنگی یادگیرندگان را می­توان به صورت زیر به تصویر کشید.

·         ایجاد تعیین در زندگی فرد. کودکان با سؤالات کوناگونی در زندگی روبرو هستند و این سؤالات عمدتاً از راه علم قابلیت پاسخگویی ندارند. نیافتن پاسخ سؤالات اغلب سبب سردگمی کودکان می­شود. دین و آموزه های ملموس و روزآمد دینی می­تواند پاسخگویی بخشی از اساسی ترین سؤالات کودکان باشد.

·         ایجاد وحدت اجتماعی. به طوری که دورکیم، جامعه شناس فرانسوی باور داشته است از نقش­های بنیادی دین ایجاد وفاق و انسجام اجتماعی است. دین این کار را از راه توسعه عمیق پیوندهای بین فردی و اجتماعی انجام می­دهد. انجام مناسک عمومی دینی، نشان دادن رفتاری­های مسئولانه در برابر خود و دیگران، گرایش به خیر عمومی و نظایر این­ها سبب ساز پدیدآیی و تقویت بنیه اجتماعی-فرهنگی برآمده از حوزه دین است.

·         ارتقای سطح حیات و کیفیت زندگی. دین و آموزه ­های برآمده از آن سبب می­شود انسان با تجربه آزاد از رذایل آزاد و به سوی فضایل راهی شوند. حس خدمت رسانی و حرکت از خود به سوی خلق از ره­آوردهای دینی­ای است که پیامدهای اجتماعی بی ­بدیلی دارد. دین فرهیخته در زندگی خود راهی را انتخاب می­کند از خشونت بکاهد و توفیق انسانی برای همگان فراهم آید.

·         ارتقای اعتماد به نفس. دین فرهیخته، کار و کوشش برای خود و خانواده و کار به نفع جامعه را نه فقط عبث نمی­پندارد بلکه آن را عملی قدسی می­پندارد. با هر قدمی که، دین­ورز بر می­دارد خود را به عبادت و پیروی از فرامین خداوند نزیدیک تر می­یابد-چون یکی­از دستورات ایزدی را در خدمت خلق بودن می­داند.

با اندیشه ­ورزی در عوامل طرح شده دریافته می­شود که فروگذاردن آموزش ابتدایی چه آثار جبران­ناپذیری بر پیکر جامعه می­گذارد و از جانبی دیگر اقدام در راستای سازندگی آموزش ابتدایی نیازمند هماهنگی و همه جانبه نگری است. در این معنا، آموزش ابتدایی و مسئولیت فراهم آوردن آن نه فقط به آموزش و پرورش بر نمی­گردد بلکه مسئولیتی است فراگیر و فرابخشی است؛ زیرا که هیچ نهادی نامتأثر از پیامدهای آموزش ابتدایی نیست.

سواد اجتماعی-فرهنگی

سواد اجتماعی-فرهنگی به توانایی درک و فهم مسایل اجتماعی، چگونگی زندگی اجتماعی، همزیستی و پاسداشت نظامات اجتماعی(پرایور، 2000) حسایست فرهنگی، درک متقابل فرهنگی، شناخت ارزش­ها و پاشداست آن­ها، برقراری ارتباط اثربهش(هیرش[28]، 1987) اطلاق می­گردد. باسواد اجتماعی-فرهنگی، شخصی است که آمادگی زندگی بهره ور به مثابه یک شهروند سازگار با تغییرات سریع در حوزه دانش و تکنولوژی، گوناگونی باورها و ارزش ها را دارد.  مؤلفه هایی، نظیر: قانونمندی، مسئولیت پذیری، بردباری و تحمل، درک و فهم اجتماعی، مشارکت اجتماعی، احترام فرهنگ­ها و خرده فرهنگ­ها، حفظ مظاهر و میراث فرهنگی، مسئولیت­پذیری فرهنگی و مانند آن از شاخص­های سواد اجتماعی-اجتماعی به شمار می­آیند.

برخی قابلیت­های پایه­ برای تقویت بنیه اجتماعی-فرهنگی در زیر آمده­اند:

·        فهم اثرگذاری فرهنگ و انتظارات اجتماعی بر رفتار و باورها.

·        آگاه بودن به باورهای اجتماعی و فرهنگی و ارزش­ها.

·        آگاهی از تنوع دیدگاه­ها و سبک­های زندگی موجود در جامعه و پذیرش  آن­ها.

·        فهم مقرارات اجتماعی و داشتن آگاهی نسب به مخاطرات ناشی از عدم رعایت قوانین.

·        از رخ­دادهای اساسی تاریخ کشور آگاه است و آن­ها را بر روی رفتارها، باورها و ارزش­ها اثر می­گذارد.

·        می­تواند با دیگران به طور اثربهش ارتباط برقرار کرده و به تعامل بپردازند.

·        می­تواند از فناوری درانجام تکالیف فردی و اجتماعی به طور مثبت و مسئولانه بهره بگیرد.

·        آگاهی از هنجارهای فرهنگی و اجتماعی و کوشش برای حفظ آرمان­ها. 

توچه. به دلیل کم کردن حجم مطلب برای انتشار منابع را نیاورده ام. کسانی که به موضع علاقه مند و نیاز به منابع داشته باشند می توانند برای من پیام بدهند تا منابع را در اختیارشان قرار دهم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How long will it take for my Achilles tendon to heal?
دوشنبه 27 شهریور 1396 09:52 ب.ظ
My brother suggested I would possibly like this blog. He used to be
totally right. This post truly made my day. You cann't believe simply how much time I had spent for this info!
Thanks!
What causes the heels of your feet to burn?
دوشنبه 30 مرداد 1396 10:42 ق.ظ
I believe that is one of the so much significant information for me.
And i am satisfied reading your article. However wanna remark on some normal things,
The website style is wonderful, the articles is actually excellent :
D. Good process, cheers
Foot Pain
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:27 ب.ظ
Thank you for some other informative blog. Where else may I get that type of info written in such
a perfect means? I have a venture that I am just now working
on, and I've been on the look out for such info.
Foot Issues
سه شنبه 17 مرداد 1396 03:11 ق.ظ
I am really loving the theme/design of your web site.
Do you ever run into any browser compatibility problems?

A couple of my blog audience have complained about my blog not operating
correctly in Explorer but looks great in Opera. Do you have any
recommendations to help fix this issue?
Where is the Achilles heel?
شنبه 14 مرداد 1396 06:43 ق.ظ
Having read this I believed it was really informative.
I appreciate you finding the time and energy to put this content together.
I once again find myself spending a significant amount of time both
reading and posting comments. But so what, it was still worthwhile!
milagrosgerstein.weebly.com
جمعه 6 مرداد 1396 07:58 ب.ظ
I think everything said made a great deal of sense. But,
think about this, suppose you wrote a catchier title? I am not saying your content
is not good, but suppose you added a headline that grabbed folk's attention? I mean یاددهی و
یادگیری - فرهنگ و تربیت is a little boring.
You could look at Yahoo's front page and watch how they create article titles to grab people to open the links.
You might add a video or a pic or two to get people excited about what you've got
to say. In my opinion, it could make your posts a little livelier.
Alexandra
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:32 ق.ظ
Great post. I was checking continuously this blog and
I am impressed! Extremely helpful info specially the last
part :) I care for such information a lot. I was seeking
this particular info for a long time. Thank you and best of luck.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 08:58 ب.ظ
Hi! I just wanted to ask if you ever have any
issues with hackers? My last blog (wordpress) was hacked
and I ended up losing a few months of hard work due to
no backup. Do you have any solutions to prevent hackers?
گلستان دانش
چهارشنبه 5 اسفند 1394 05:52 ب.ظ
سلام از مطالب خوبی که گذاشتین بی نهایت سپاسگزارم...
پاسخ محرم آقازاده : از شما سپاسگزارم.
میرزایی
دوشنبه 9 آذر 1394 08:21 ب.ظ
سلام منابع لطفا
پاسخ محرم آقازاده : سلام. تقدیم شد.
Byrd, R. S.(2005). School Failure Assessment, intervention, and prevention in primary pediatric care. Pediactrics in Review. 26:233-243.
Cooley, C. H. (1927). Life and the Student, New York: Charles Scribner's Sons.
Chuong, P.K., 2000. Family Education. Education Publishing House, Hanoi.
Geerts, C. (1983). Local knowledge: Further essayesin interpretative anthropology, New York: Basic Books.
Giddens, A. (1989). Sociology, New York: Polity Presss.
Hirsch, E. D. Jr. (1987). Cultural literacy: What every American needs to know.Boston: Houghton Mifflin.
Hollins, E. R. (2008). Culture in school leadership(2nd ed.), New York: Routledge.
Kimberly, L. H.(2007). Who’s skipping school: Characteristics of Truants in 8th and 10th grade. Journal of School Health. 77:29-35.
Karande, S. and Kulkarni, M. (2005). Poor school performance. Indian Journal of Pediatrics.72:961-7.
Lich, H.T., 1990. Study on Families, Gender and Function of Families. Hanoi.
Manh, N.D., 2003. Role of families in educating spoiled chidren in Hanoi. Dissertation at Vietnam National University, Hanoi.
Marshall, J H. (2003). Grade repetition in Honduran primary schools. International Journal of Educational Development. 23:591-605.
Olson, D. (1974). Media and symbols: The forms of expression, communication and education, Chicago : National Society for the Study of Education.
Van, L.N., 1996. Vietnamese Families with Function of Education-Socialization. Education Publishing House, Hanoi.
آسمان
شنبه 7 آذر 1394 12:04 ب.ظ
سلام آقای آقازاده .یکی از فعالیت های کلاس من که از کتاب کاربرد هوش های چندگانه در کلاس درس انتخاب شده را در وبلاگ من ببینید . ممنونم .
پاسخ محرم آقازاده : عرض سلام و احترام دارم.
یاددهی-یادگیری انسان را آسمانی می کند. از این تلاش عالمانه در این کار دارید جای قدردانی دارد. باشد که بسیار از هم بیاموزیم و در کنار هم همپروازام یاددهی-یادگیری باشیم.
همان طور که در مصاحبه ای گفته ام، روش های نوین تدریس، فرایند تربیت را انسانی می سازد. کاربرد هوش های چندگانه در کلاس درس یکی از جلوه های انسان گرایانه تدریس است.
دستمریزاد و موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo